آداب نیکان
🔻🔻🔻🔻معنای واژه ها:
آورده اند :نقل کرده اند
شیخ:پیر ،مراد،راهنما
مرید :شاگردان،پیروان
ارشاد:راهنمایی
باری:به هرحال ،خلاصه
به قدر :به اندازه
بی موقع و حساب :نه به جا
از پی :به دنبال
طعام :خوراک
چرتکه:وسیله ای چوبی و مهره ای که مخصوص حساب و کتاب در قدیم بوده است.
چاپار:پیک ،پست چی
مستمعان :شنوندگان
آداب :راه ها و رسم ها
دعوی :ادعا
معترف:اعتراف کننده ،اقرار کننده
تاریکی دل :گمراهی
نیت :قصد ،اراده
بغض:گرفتگی گلو
خلق:مردم
اسطرلاب:ابزار علم و ستاره شناسی قدیم
چیرگی :تسلط ،پیروزی
هنجار :معیار ،قاعده
حرمت :عزت و احترام
متعالی :بلندمرتبه و برتر
فناوری:تکنولوژی
حریم :مکان قابل دفاع و احترام
آفرینش گری :خلاقیت
پیوسته :همواره ،مداوم
🔻🔻🔻🔻🔻🔻معنی برخی عبارت ها:
✅مریدان از پی او رفتند.
☑️معنی عبارت:شاگردان دنبال او رفتند.
✅او را طلب کنید که مرا با او کار است
☑️معنی عبارت :او را بخواهید و پیدا کنید که من با او کار دارم .
✅از پیش خود می خورم
☑️معنی عبارت :به غذای دیگران دست درازی نمی کنم و از آن چه که جلوی خودم است می خورم.
✅آری به قدر می گویم و بی موقع و بی حساب نمی گویم .به قدر فهم مستمعان می گویم .
☑️معنی عبارت:بله ،به اندازه سخن می گویم ،بی موقع و بدون فکر حرف نمی زنم و به اندازه ای که شنوندگان حرفمم را بفهمند ؛سخن می گویم .
✅چه جای طعام خوردن که سخن گفتن هم نمی دانی
☑️معنی عبارت:غذا خوردن که بلد نیستی هیچ ،سخن گفتن هم بلد نیستی .
✅جنید دامنش بگرفت
🔸دامن کسی را گرفتن :کنایه از متوسل شدن به کسی _از او درخواست کمک کردن
تاریخ ادبیات درس هفتم
محمد حبله رودی:
از نویسندگان بزرگ قرن یازدهم هجری است و اثر معروف ((جامع التمثیل)) از اوست .
کتاب جامع التمثیل کتابی است درباره ی تمثیل ها و حکایت ها به ویژه حکایت هایی که به صورت امثال در آمده اند .
جنید بغدادی:
ابوالقاسم بن محمدبن جنید ،عارف معروف و عالم دینی که در قرن دوم و سوم می زیسته .وی در بغداد به دنیا آمد و از کسانی است که درباره ی علم توحید در بغداد سخن گفته است .
بهلول:
از اشخاص دانا و آگاه معاصر هارون الرشید خلیفه ی عباسی بود.وی نسبت به مسائل اجتماعی خود دیدی انتقادی و طنز آمیز داشت.
دانش زبانی
گروه اسمی یک یا چند کلمه است که همه با هم یک نقش را در جمله ایفا میکنند ؛ مثلاً در جملۀ زیر سه گروه اسمی مشخّص شدهاند :
معلّم کتاب فارسی را به این دانشآموز کوشا داد.
نهاد مفعول متمّم
هر گروه اسمی در اصل یک اسم است(هسته) امّا این اسم ممکن است با کلماتی دیگر گسترش یابد(وابسته ها) ؛ مثلاً در گروه اسمیهای جملۀ بالا معلّم ،کتاب و دانشآموز «هسته» هستند و کلمات دیگر «وابسته».
توضیح: گروه اسمی ممکن است یک کلمه باشد که همان هسته است. ( مانند گروه اسمی معلّم در مثال بالایی)